"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

قصه عزاداری برای اباعبد الله(ع) قصه وصل شدن به عهد دینی است و هیچ اتصالی این چنین طبیعی و حقیقی نیست .باید با خود حسین(ع) و به کمک او در خودمان کشف کنیم تا بفهمیم معنی عزاداری برای حسین(ع) و یگانگی او یعنی چه.بگذار آن که عزاداری برای حسین(ع) را نمیفهمد به آن ایراد بگیرد محرومیت خود را عمیق تر میکند«که صاحب دل بفهمد آن چه حال است» .
اگر حسین(ع) از زندگی انسانها برود ،درزمانه ای که زمانه فراموشی عهد فطری است ،دیگر انسان نمیتواند زندگی کند و بدون شک متوقف و بی محتوا میشود. جوانی که بی محتوا شد برای پر کردن این بی محتوایی به هر کار بی محتوایی دست میزند و بر بی محتوایی خود می افزاید.
اگر از را حسین(ع) جدا شویم هرچه جلو تر رویم خار پوچی ،بیشتر بر جان ما فرو رفته است وتنها از طریق حسن و عزاداری برای اوست که قدرت تشخیص جهت را میتوان پیدا کرد و از عهد فطری ازلی غافل نشد.که خدا فرمود:به یاد آر آن زمانی که پروردگار تو از فرزندان آدم،از پشت آنها نسل هایشان را گرفت و خودشان را شاهد بر خود آورد،آیا من پروردگار شما نیستم؟
گفتند بله شهادت میدهیم که هستی این کار را کرد تا در روز قیامت نگویند ما ازپروردگاری تو غافل بودیم.

منبع کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها،اصغر طاهرزاده ج1و2





طبقه بندی: فضایل اخلاقی، 
برچسب ها: کربلا، عزاداری، عهد وپیمان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 21 آذر 1389 | توسط : قطره | نظرات()
نمایش نظرات 1 تا 30