"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "

امام دوستی داشت که همیشه با ایشان بود و او جدا نمیشد.روزی در بازار کفاش ها همراه حضرت می رفت و به دنبالشان خدمتکار او میآمد که سندی(جایی در هند) بود.ناگاه آن مرد به پشت سر خود نگاه کرد و سه بار خدمتکارش را صدا زد، ولی او را نیافت.بار چهارم که او را دید به مادرش توهین کرد.

امام صادق (ع) فرمود:سبحان الله!خیال میکردم تو باتقوا و پارسای، ولی اکنون ، میبینم پرهیزکارنیستی.آن مرد عرض کرد:قربانت گردم، مادرش زنی از اهل سند و مشرک است.

امام فرمود:ازمن دور شو...مگر نمیدانی هر آیینی برای خود مراسم ازدواجی دارند..

راوی حدیث میگوید:دیگر او را ندیدم که با ان حضرت راه برود تا آنگاه که مرگ میان آندو جدایی انداخت(شیخ کلینی، اصول کافی، بیروت، دارالاضواء، ج2، ص۳۲۴.)


پ.ن1.مراقب باشیم که چه کسانی دوستان ما هستند...

پ.ن2.حق نداریم به هیچ کس وآیینی توهین و فحش بدیم...

پ.ن3.فحش و حرف رکیک ممنوع!

اگه شما نکته هایی از این حدیث میفهمید بگید...





طبقه بندی: اخلاق اسلامی،  رذایل اخلاقی،  توصیه های تربیتی، 
برچسب ها: فحش، دوست،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 22 آذر 1388 | توسط : قطره | نظرات()